با استفاده از قیدهای تکرار یا تناوب در صحبتهای روزانه میتوانیم در هنگام صحبت کردن با دیگران به ارائه برنامه های روزمره در زندگی بپردازیم و با استفاده صحیح از این اجزاء گرامری میتوانیم نحوه تکرار و انجام شدن فعالیتهای روزمره را به طرف مقابل اطلاع دهیم و همچنین با استفاده از پرسشهائی از آنها هم سوالاتی بپرسیم. مثلا اینکه شما چند روز در هفته به یک غذا یا صبحانه علاقه دارید میتواند نوعی از کاربرد قید تکرار یا تناوب در جمله را نشان دهد. مورد دیگر پرسش شما چند وقت یکبار به پارک میروید است که باز از چنین قیدهائی در این سوال استفاده شده. در خیلی از کتابهای گرامری که شما بررسی نمائید, با استفاده از نمودار و خطوط میتوان به نحوه و میزان استفاده از چنین کلماتی در جملات در ترکیب با سبک زندگی پرداخت.
Let’s check out the adverbs of frequency and how they are used in context به اتفاق هم نگاهی می اندازیم به قیدهای تکرار و تناوب و نحوه استفاده از آنها در متن What time do you usually get up in the morning معمولا شما چه وقت صبحها از خواب بلند میشوید؟ I always get up at 7 من همیشه ساعت هفت از خواب بلند میشوم Tell me about your typical morning. What do you do after you get up درباره صبحهای معمولی خود به من بگوئید. پس از بلند شدن از خواب چه میکنید؟ I sometimes take a shower before leaving the house in the morning صبحگاه قبل از خارج شدن از منزل بعضی وقتها دوش میگیرم Are you in a hurry in the morning آیا در صبح عجله دارید؟
Have you noticed some of the adverbs of frequency being used here آیا در اینجا متوجه کاربرد تعدادی از قیدهای تکرار و تناوب شدید؟ The adverbs including Always, Never, Usually, Frequently, and Sometimes are known as adverbs of frequency قیدهائی شامل همیشه, هرگز, معمولا, غالبا, و بعضی وقتها به عنوان قیدهای تناوب یا تکرار شناخته میشوند Do you want to hear about my typical morning آیا مایل هستید تا درباره صبحهای نوعی و معمولی من بشنوید؟ Usually I get up before 7 A.M when my clock goes off and I always hit the snooze button a few times before finally getting up معمولا هر روز صبح من قبل از ساعت 7 از خواب بلند میشوم هنگامیکه زنگ ساعتم به صدا در می آید و البته من همیشه چند بار صدال آنرا خاموش میکنم, دکمه خواب/چرت کوتاه را میزنم/ تا اینکه بالاخره از خواب برمیخیزم.
I sometimes have breakfast in my bed and occasionally I prefer to eat in the kitchen or even at a cafe in our neighborhood around the corner of my house من بعضی اوقات صبحانه را در رختخواب میخورم و دیگر مواقع در آشپزخانه یا کافه ای که در سر نبش منزل ما است میل میکنم What is there in my breakfast در صبحانه من چه چیزهائی موجود میباشد؟ Well, two cups of tea, orange juice, and sometimes oatmeal which is very nutritious خوب, دو فنجان چای به همراه آب پرتقال و برخی اوقات جو پرک که بسیار مغذی میباشد If I am not in a hurry, I have times to do some light exercises in the morning and do some push ups چنانچه عجله نداشته باشم, به اندازه کافی وقت دارم تا مقداری ورزش سبک انجام دهم در صبحگاه مثل تعدادی شنا رفتن بر روی زمین I never take a taxi to go to work since I can take a walk there due to short distance من هرگز جهت رفتن به سر کار تاکسی نمیگیرم بلکه پیاده به آنجا میروم به جهت مسافت کوتاه.
It is no surprise using adverbs in grammar and sentences a lot, as they help express the condition of just how often and frequently an action is done or repeated in sentences and the adverbs of frequency are perfect for this requirement جای تعجبی وجود ندارد تا از قیدها در گرامر و جملات استفاده زیادی کرد چون به وسیله آنها نحوه و شرایط و میزان انجام کاری را در جملات میتوان بیان نمود و به همین دلیل و نیاز استفاده از قیدهای تناوب و تکرار بسیار مناسب میباشد In addition to the elements we listed above, the adverb Rarely is also widely used in conversation and especially in official writing علاوه بر آیتمهائی که در بالا به آنها اشاره شده است, از قید Rarely به مفهوم به ندرت هم میتوان بسیار در مکالمات و به ویژه در نگارش رسمی استفاده کرد We rarely go to the movie theaters on weekdays as we are busy ما به ندرت به دلیل مشغله در روزهای کاری هفته به سینما میرویم.